داستان کون دادن تو استخر خونگی

سلام اسم من نیما است
داستان برمی گرده به دوران 16 سالگیم.
من نیما و دوستم شاهین که تو یه محل از محلهایی شمال غرب تهران زندگی میکردیم وقتی تابستان شد با هم رفتیم باشگاه فوتبال تس دادیم منو شاهین قبول شدیم با هم میرفتیم باشگاه با هم بر میگشتیم .اینو بگم که من بدن تو پر و کون گنده و سفید بودم و خیلی ها تو کف کون من بودم ولی من میترسیدم آبروم بره تا به حال با کسی گی نبودم ولی خوشم میومد خونه شاهین از این خونه های ویلایی محل بود و تو حیاط خونشون استخر داشت. (more…)


داستان سکس لز خشن با صاحبکارم تو 18 سالگی

سلام نازنین هستم 20 سالمه یه دخمل نازک نارنجی و مهربونم با تیپ تین ایجری میخوام براتون یه داستان لزمو تعریف کنم که واقعا اتفاق افتاده حدود دوسال پیش بود تازه دیپلمه تجربیمو گرفته بودم بر خلاف نظرمامان بابام تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و برم سره کار تو روزنامه یه آگهی دیدم نوشته بود به یک فروشنده لوازم آرایشی خانم ترجیحا زیر 20 سال نیازمندیم 091… (more…)


داستان سکس با فاطی خواهر زاده ی سکسی من

این داستان یا خاطره که واستون میگم مربوط به خیلی سالها پیشه زمانی که من ۱۷ سالم بود ،اسم من نیما هستش و چون کوچکترین فرزند خونواده بودم اختلاف سنیم با خواهر زاده و برادر زاده هام‌کم بود .
بزرگترین اونا فاطی بود که ۳ سال از من کوچیکتر بود ، از بچگی‌میونم‌باهاش خیلی خوب بود ولی خوب خواهرم‌اینا تهران زندگی‌میکردن و ما شهرستان بودیم . اما کل تابستون رو به جز شوهر خواهرم‌همه میومدن خونه ما و … . (more…)


داستان سکس گی با دوستم کیانوش

سلام اسم من سعید هستش 19 سالمه و کیانوش 17 این داستان مال تقریبا دو ساله پیشه
یه مقدمه بگم که چجوری من با کیانوش اشنا شدم
من یه اموزشگاه میرفتم که یه بچه خوشگل مامانی داشت همه تو کفش بودن من گی بازی رو دوست نداشتم که یه روز دوسه تا ا بچه ها میگفتن خوش به حال اونی که کیانوش رو بکنه کار ده تا دخترو میکنه من همینجوری گفتم من میکنمش از اون روز کلید کردم روش باهاش طرح دوستی ریختم غروبشم برنامه ریختیم بریم پارک یه خورده باهاش گرم گرفتم گفتم پسر خونه ما خالیه میای بریم گفت نه… (more…)


داستان سکس با اولین و آخرین دوست دخترم

سلام.من داستان نویس خوبی نیستم ولی این داستان اولین وآخرین دوس دخترمه.باور کردنش با شماست ولی فقط برای این مینویسمش که شاید اون بخونه و بفهمه هنوز عاشقشم.داستانو با جزیئات مینویسم که اگه خوند بدونه که من نوشتم. (more…)


داستان کون دادن به جناب سروان

تازه 18 ساله شده بودم و رفتم سربازی با یه دیپلم تخمی
بعد از آموزشی افتادم توی یکی از شهرهای شمالی . بخاطر خوش خطی و شاید هم خوشگلی شدم منشی گروهان . جناب سروان هم که بچه جنوب بود خیلی هوامو داشت .من یه پسر ظریف و سفید و بور چشم سبز که خیلیها چشمشون دنبال من بود . (more…)


داستان لز با زن دوست پسرم

سلام اسمم مریمه 27 سالمه 7 ساله متاهلم زمانی که با سهیل اشنا شدم سه سال بود ازدواج کرده بودم این وسطا یه شیطنتایی مییکردم ولی هیچ کدوم جدی نبود داشتم از دانشگاه می اومدم که سهیل و دیدم باهم دوست شدیم خیلی زود سکسمون شروع شد از با من بودن خیلی لذت میبرد. (more…)


داستان بهترین کون دادن پیمان

سلام، اولش بگم که من عاشق کون دادن به پسرای بدون ریش و خوشگلم و دوجنسه های کیرکلفت، هرکس دوست نداره نخونه
یکی از تفریحاتم گشتن به دنبال لباسهای سکسی فانتزیه تو مغازه های مناطق مختلف تهران. یه ظهر گرم تابستون حدود ساعت 2 ظهر بود. داشتم از جایی برمیگشتم خونه. خونه مون حوالی 30متری نیروی هواییه تو شرق تهران. کوله پشتی م رودوشم بود. چند وقتی هم بود موقعیت سکس جور نشده بود و منم حسابی تو کف بودم. (more…)


داستان اولين سكس مارال

راستش اين داستان واقعيه من پونزده سالم بود با يك پسري آشنا شدم هجده ساله خعلي دوستش داشتم اسمش علي بود اولين دوست پسرم بود كه بعد از گذشت چند ماه ما رسيديم به مسائل جنسي اول از لب شروع شد كه زبونمون قفل مي شد روي هم دگ و اون با لباش لب پايينمو مي كشيد (more…)


Proudly powered by RatedXBlogs